مراد على شمس

756

با علامه در الميزان ( فارسى )

نبى ، « ايحاء » خوانده ، پس معناى القاى كلمه خداى متعال ( كلمه حيات ) به قلب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين است كه روح را به سويش وحى كند . ( دقت فرماييد ) . « 1 » س 726 - وحدت نظرى كه مردم چه در گذشته و چه در حال دربارهء حقيقت « روح » دارند چيست ؟ ج - مردم با همهء اختلاف شديدى كه دربارهء حقيقت روح دارند ، در اين معنا هيچ اختلافى ندارند كه از كلمهء روح يك معنا مىفهمند ، و آن معنا عبارتست از چيزىكه مايهء حيات و زندگى است ، البته حياتى كه ملاك شعور و اراده باشد ، و همين معنا مراد آيهء شريفهء « يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ . . . » ( سورهء نحل ، آيهء 2 ) . « 2 » س 727 - آيا قرآن كريم براى « روح » مراتب و درجات قائل است ؟ ج - آنچه كه از آيات كريمه قرآن استفاده مىشود و به دست مىآيد اين است كه : روح ، خود مخلوقى از مخلوقات خداست و حقيقت واحدى است كه داراى مراتب و درجات مختلفى است ، يك درجه از آن در حيوان و در غير مؤمنين از انسان‌ها است ، و درجهء بالاتر آن در افراد مؤمن انسان‌ها است ، همچنانكه فرموده : « وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ، ايشان را با روحى از خود تأييد نمود » « 3 » و يك درجه ديگر آن روحى است كه انبياء و رسل ، به وسيله آن تأييد مىشوند ، و در آن‌باره فرمود : « وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ، او را با روح القدس تأييد كرديم » « 4 » و نيز فرمود : « وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ، و اين‌چنين وحى كرديم به تو روحى از امر خود

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 302 و 303 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 302 . [ با تصرف ] ( 3 ) . سورهء مجادله ، آيهء 22 . ( 4 ) . سورهء بقره ، آيهء 87 .